عز الدين حسينى زنجانى

132

معيار شرك در قرآن (فارسى)

تا نادانان گمان نبرند كه مدد خواستن از آنهايى كه آنان آنها را يار و مددكار غير خداوند براى خود برگزيده بودند و از آنان در مواردى كه ماوراء اسباب و وسايل عادى است كمك مىطلبيدند مانند يارى جستن از ساير مردم در وسايل و اسباب عمومى در اختيار مردم است مىباشد . ازاين‌رو خداوند چنين اراده فرمود كه اين توهّم را از بندگان دور كند با اين كه كمك خواستن از مردم در آن‌چه كه در قدرت و استطاعت آنها مىباشد در حقيقت نوعى از به كار بردن اسباب و وسايل عادى است و جايگاه آنها چون جايگاه آلات وابزار است ، برعكس يارى خواستن در مواردى است كه فوق توان و قدرتى مىباشد كه خداوند به آنان داده است و فوق اسباب جارى در بين مردم است . زيرا كمك خواستن در شفا و بهبود بيمار در آن‌چه ماوراى دارو و درمان ، يا پيروزى بر دشمن به بالاتر از ساز و برگ نظامى و نفرات مواردى نيستند كه بتوان در انجام آنها به غير خداوندى كه داراى سلطنت عظيمى است كه هيچ پادشاهى را در جهان به آن دسترس نيست پناه برد يا به سوى او رو آورد . استاد در اين باره مثالى زده است : كشاورز حداكثر سعى خود را در كشت و آماده كردن زمين و كود و آبيارى آن مبذول مىدارد و از خداوند در اتمام كار و نيل مطلوب به نتيجه كار كمك و يارى مىطلبد تا آفتى نخورد و حوادث آسمانى و زمينى نرسد و يا بازرگانى كه در گزينش نوع تجارت و ترويج و صنعت بازاريابى ، آگاهى و مهارت لازم را به خرج مىدهد و در بقيهء كار به خداوند توكّل مىكند و حوادث بعد را به خدا مىسپارد . سپس گفته است : از اين جا مىدانيد كسانى كه در گشايش كارها و